صفحهی نخست | اهمیت دوستی صمیمانه در زمانه ما »
سید علی ناظم زاده salinazem@gmail.com http://khodayeman.blogfa.com
چه میشود ما را؟
رشد روزافزون جرم و جنایت جِنسی، پیامهای کوتاه و جوکهای روز افزون، فیلمها و عکسهای رو به تزاید در موبایلها که در گوشی موبایل هر دختر و پسر و زن و مردی با هر سن و سال یافت میشود، سیدیها و دیویدیها، سایتها و وبلاگها و آمار سرچ و جستجوی اینترنتی هر ناظر ولو غیر محققی را با این حقیقت مواجه میسازد که معضل جنِسی به یکی از مسائل و آسیبهای اجتماعی در ایران مبدل شده است که روز به روز آثار و کجکارکردهای فراوانی را در پی دارد و آیندهای نه چندان روشن را فراروی جامعه و نسل آینده قرار میدهد. گرچه برخی آمارهای منتشر شده یا محرمانه نیز موید مطلب هستند اما این مسئله همان طور که اشاره شد به آمار و تحقیقات اجتماعی گسترده نیازی ندارد، نگاهی دقیقتر به جامعه و دوستان اطرافمان، فیلمها و عکسها و صداهایی که در موبایلها بلوتوث میشود، اس ام اسهایی که پخش میشود، آرزوها و آمال و دغدغه و بازی و سرگرمی دوستان و همسالانمان و نیمنگاهی به صفحه حوادث روزنامهها مطلب را به وضوح روشن میسازد!
مسئله انحرافات جنسی از جمله مسائل اجتماعی است که تعلقش به دوران قدیم، برای آن تاریخی گسترده و طولانی فراساخته است. در اساطیر، افسانهها، اخلاقیات و تاریخ نوع بشر اشاره به مسئله جنسی جایگاهی قابل توجه دارد، همانگونه که در ادیان مختلف ممنوعیتها، هنجارها و امر و نهیها و راهکارها و دستورالعملهایی برای آن در نظر گرفته شده است. این مسئله تا آنجا عمق دارد که باید به این حقیقت اذعان کنیم که شهوت و انحراف جنسی در هیچ لحظه ای از تاریخ بشر، دست از سر ما بنی بشر برنداشته و در طول تاریخ تنها شکل و حالت و شدت و ابعاد این مسئله بوده که متفاوت شده است همانگونه که امروز نیز ابعاد گسترده آن در پو رنوگرافی و مجازی شدن سگس و... قابل مشاهده است.
نکته اینجاست که فارغ از کم و کاست مسئله انحراف جنسی، تعریف و تحدید آن نیز در طول تاریخ متغیر بوده است، امروز خیلی از رفتارهای جنسی که در گذشته انحراف به شمار میرفت، مسئله ای پذیرفته شده تلقی میشود و در عین حال ابعادی از رفتارهای جنسی مثل همجنسگرایی همین امروز هم در جوامع مختلف، عکس العملهای متفاوتی به دنبال دارد. بحث ما در این مقال بیشتر حول محور «تجاوز جنسی» نوعی انحراف و جنایت جنسی که در هر زمان و مکانی به عنوان انحراف و خطایی غیر قابل جبران مطرح است و آثار و تبعات فراوانی را نیز در پی دارد. به قول آنتونی گیدنز، تجاوز جنسی، تنها یک حمله جنسی و حمله به جسم یک نفر نیست، بلکه یورشی است به شخصیت و کرامت و روحیه فرد و هراس از این تجاوز و قربانی شدن نیز در دل و فکر اکثر زنان وجود دارد. تجاوز جنسی در هر فرهنگ و جامعهای دردناک و آسیبزاست و واکاوی چرایی و چیستی آن و بررسی ابعاد آن و البته ارائه راهکار برای رفع یا کاهش آن در جوامعی چون جامعه ما که هر بررسی حول محور رابطه جنسی، تابو شده است، مشکل بوده و هست و ظاهرا خواهد بود!
اما درباره مسئله تجاوز جنسی چند سوال قابل طرح است که در این مقال به طور مجمل به هر یک میپردازیم:
الف – آیا انحرافات جنسی خصوصا تجاوز جنسی در دوران مدرن بیشتر شده است؟
ب – تحلیل صاحبنظران و جامعه شناسان در این رابطه چیست؟ آیا میتوان دنیای جدیدی را به تبع این تغییرات در زمینه رابطه جنسی پیش بینی کرد؟
ج – آیا در این زمینه راهکار هم میتوان ارائه داد؟ آیا راهکارهای قدیمیکه اخلاقیات و مذاهب و ادیان میدادهاند هنوز نیز راهگشاست؟
چگونه است وضع امروز ما؟
در این مسئله شکی نیست که دنیای مدرن با ایجاد مفاهیم جدید چون فردگرایی و اومانیسم و پلورالیسم و حقوق شهروندی و...، بخشیدن آزادی با شکلهای متنوع به آدمیچون حق طلاق، آزادی بیشتر زنان و....، رسمیت بخشیدن به کنشهایی که در گذشته انحراف جنسی به شمار میرفت، چون همجنسگرایی و ازدواج همجنسگرایان و... ، رواج ابزارهای جدید در دنیای سکسوالیته چون ابزارهای خودا رضایی و فضای مجازی و انبوه سایتهای پو رنوگرافی و فیلم و عکس و شبکههای ماهواره ای مختص به این مسئله و.... دنیایی جدید برای کشورهای مدرن رقم زده است و نکته اینجاست که با جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ، در کشورهای عقب مانده آن چه به خوبی و کم دردسرتر جهانی شده و ناچارا در نسل جدید پذیرفته و هضم میشود، همین موارد است. گرچه آمار صحیح و قابل اعتمادی در زمینه انحرافات جنسی وجود ندارد، اما شواهد فراوانی چون آمار موجود، روند رو به افزایش بیماریهای مقاربتی، و ابراز عقیده اکثر صاحبنظران، آمار انحرافات جنسی خصوصا تجاوز جنسی در چند قرن اخیر بیش از گذشته میباشد.
آر دبلیو کانل از اندیشمندانی است در زمینه جامعه شناسی جنسیت کارهای فراوانی کرده است. وی معتقد است نظم جنسیتی در حال پویش و تغییر و فعل و انفعال است و هویتها و نگرشهای جنسیتی مردم دائما در حال جرح و تعدیل و تنظیم. با این دیدگاه است که امروزه در جوامع مدرن، با بحرانهای جدیدی مواجه هستیم. نهادهایی که به طور سنتی از قدرت مردان پشتیبانی میکردند یعنی خانواده و دولت به تدریج متزلزل میشوند، امروزه با بحران گرایشهای جنسیتی مواجه هستیم و افول ناهمنجسگرایی و همچنین با بحران شکلگیری منافع و ایجاد منافع جدید در زمینه مسائل جنسی و.... وی بر اساس این نظریه و این انواع بحرانها بر آن است که شکل جدیدی از نظم جنسی پدیدار شده است. (گیدنز – ص 176 و 177) که این شکل جدید کنشها و انحرافات جدیدی را نیز رقم زده است.
آنتونی گیدنز جامعه شناس شهیر بریتانیایی نیز در آمارهایی که در زمینه افزایش جرم و جنایت جنسی در سالهای اخیر میدهد، گفته است که یک چهارم زنان دست کم یک بار در طول زندگی خویش قربانی خشونت بوده اند و گرچه آمار در این زمینه چندان مشخص نیست، اما طی دهه 90 تعداد تجاوزهای بستگان و دوستان و زوج سابق و آشنایان به زنان حدود 43 درصد بوده است. (گیدنز – ص 431).
گیدنز با تاکید بر این که «رفتار جنسی بشر معنا دار است یعنی آدمیان با شیوههای گوناگون، گرایش جنسی خود را به کار میبندند و براز میکنند. برای انسانها فعالیت جنسی چیزی بیش از زیست شناسی است و این (نوعی) فعالیت نمادین است که منعکس کننده کیستی ما و عواطفی است که تجربه میکنیم» (گیدنز – ص 183) معتقد است که رابطه و رفتار جنسی میتواند متاثر از دوران جدید و خواص و ویژگیهایش باشد و لذا اگر «در جوامع سنتی گرایش جنسی پیوند محکمیبا فرآیند تولید مثل دارد، اما در زمانه ما گرایش جنسی از تولید مثل جدا شده است... و اکنون شکلهای گوناگون و پرتنوع رفتار جنسی و تمایل جنسی با پذیرش رو به رشدی مواجهاند» (گیدنز – ص 181)
البته وی دوران 30 – 40 ساله اخیر را ویژهتر میداند. به گفته او فیلمها صحنههای جدیدی نشان میدهند، پو رنوگرافی به صنعتی سودآور مبدل شده و هر کس میتواند از محصولات آن به صورت مجازی و فیلم و عکس و... استفاده کند، زنان در مسائل جنسی آزادتر گذاشته شده اند و آمار پژوهشگران و رفتار انسانها و نوع جرم و جنایات از این مسئله خبر میدهند که ما به واقع دوران جدیدی را در این مسئله سپری میکنیم.
چرا اینگونه؟
درباره واکاوی علت وجود انحرافات جنسی چه در گذشته و چه امروز، نظرات و فلسفهها و تئوریهای مختلفی وجود دارد. گرچه اگر برای زینت مقاله بود، دهها نظریه مختلف قابل اشاره بود، اما در اینجا تنها به صورت خلاصه و ساده شده به برخی از آنها میپردازم تا دیدگاههای متفاوت و البته برخی دیدگاههای رایج مطرح شود.
1 – در فلسفه اخلاق، نوعی روش عملی انتزاع شده است که سود و لذت، اصل و اساس پنداشته میشود. با این نوع نگاه به زندگی و فردی و اجتماعی است که میتوان برخی پدیدهها چون انحراف جنسی را توجیه کرد. عالمان علم اخلاق به خودگروان اخلاقی پرداختهاند که آن را یکی از واکنشهای نسبتا افراطی به قواعد سنتی میدانند، فرد در این قاعده کاری میکند که بداند در بلند مدت به سودش تمام میشود و «خودگروان اخلاقی میتوانند هر نوع نظریهای را درباره این که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، یا مصلحت فرد چیست، اتخاذ کنند. آنها اغلب همانند اپیکور، لذتگرا بوده اند و خیر و مصلحت را به سعادت و سعادت را به لذت تعریف کرده اند» (فرانکنا – ص 53). البته روشن است که از این فلسفه اخلاقی هرگز این که تجاوز جنسی یا انحراف جنسی مباح است، منتج نمیشود، اما آن هنگام که سعادت با لذت مساوی شود و تلقی اپیکوریستی از جهان در فلسفه زندگی فردی و اجتماعی رواج یابد، وجود و رواج برخی انحرافات جنسی گریز ناپذیر به نظر میرسد و هماره در طول تاریخ با انسانهایی مواجه بودهایم که با درک غلط از دنیای اطراف، تعریف ناصحیح از سعادت و تلقی اشتباه از لذت، هر آن چه خواستهاند کردهاند و هر عمل و کنش خویش را تنها با این فلسفه انحرافی زندگی شان توجیه کردهاند. در این خط فکری خطرناک و انحرافی است که بسیاری اگر هم مرتکب تجاوز جنسی نمیشوند، نه به علت ذم و ناپسند انگاشتن این عمل که به علت ترس از عواقب آن (یعنی سود و مصلحت بلند مدت فرد) است!
2 – دورکیم و مرتون از جامعه شناسانی هستند که بر پایه مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی، انحراف اجتماعی را بر اساس نظریه ساختارگرایی کارکردی واکاوی کرده اند.
نظرات امیل دورکیم، جامعه شناس بزرگ فرانسوی که در زمینه اخلاق بسیار کار کرده است، در این زمینه راهگشاست. «دورکیم معتقد است که انسان دو بعد اساسی دارد. از یک طرف به عنوان فرد در کنار نیازهای بیولوژیکی و غرایز خود قرار دارد و از طرف دیگر، جامعه او را احاطه کرده است. این دو حالت در تضاد با یکدیگر به سر میبرند. انسان اگر بخواهد اهداف اخلاقی را دنبال کند، ناچار است به غرایز خود لطمه وارد سازد... شهوت و امیال خودخواهانه از ساخت فردی انسان سرچشمه میگیرند، اما اعمال عقلانی ما مبتنی بر علل اجتماعی هستند.» (ممتاز – ص 54 و 55). وی تاکید میکند که نیازها و ضرورتهای اجتماعی با نیازها و ضرورتهای فردی در تضاد کامل هستند و نفع جمعی و نفع فردی یکسان نیست. دورکیم بر اساس دید اصالت اجتماعی که دارد نتیجه گیری میکند که در این تضاد و این ستیز ارزشها، این فرد است که باید تسلیم وجدان جمعی شود و لذا برای توسعه و پیشرفت، سرکوب امیال خودخواهانه گریزناپذیر است. دورکیم اما خود به این مسئله واقف است که با ضعیف شدن روح جمعی و آزاد شدن فرد از سلطه انسجام مکانیکی است که امکان کج رفتاری پدید میآید. وی به منابع اصلی انحراف در زمان حاضر میپردازد و معتقد است که انحرافات به علت ایجاد شرایط آنومیک و اغتشاش اخلاقی و نیز گسترش اهمیت فردگرایی رواج یافته است. بی شک روشن است که در جامعه مدرن با تقسیم کار ارگانیکی بسیار هستند افرادی که تسلیم این وجدان جمعی نمیشوند و در رابطه دیالکتیکی فرد و جامعه، فرد تابع آن امیال و غرایز و شهواتی است که خود میخواهد. فرد نمیتواند از غرایز خویش فرار کند، نمیتواند فردیت خویش را در کنار احترام به جمع تحدید کند و نمیتواند نفع فردی و جمعی خویش را کنترل کند و نهایتا به آنجا میرسد که آن چه میخواهد انجام دهد.
بر مبنای نظریات مرتون نیز میتوان به واکاوی این مسئله پرداخت. مرتون از جامعهشناسان بزرگ و معاصر آمریکایی است که تحت تاثیر دورکیم و پارسونز به نظریهپردازی میانبرد در زمینه انحرافات اجتماعی پرداخته است. به عقیده وی «هر جامعه ای در حکم بخشی از نظام ارزشی خود، هدفهایی را تعریف میکند که افراد باید خواهان دست یافتن به آنها باشند و وسایلی پذیرفتنی را تعریف میکند که به کمک آنها آن هدف تحقق مییابد. فشار هنگامی پدید میآید که افراد خواهان دست یافتن به این هدفها باشند، اما دریابند که برای رسیدن به آنها با استفاده از وسائل مشروع و پذیرفته اجتماعی با مانع روبرو میشوند» (کیویستو – ص 148) در این وضعیت است که فرد در حالت آنومی یا بیهنجاری به سر میبرد و احتمال بروز انحرافات و انجام کنشهای انحرافی از سوی فرد فرد جامعه امکان پذیر است. به نظر میرسد ساده انگارانه نباشد که بر پایه این نظریه نیز تحلیل کنیم و در مورد جامعه خودمان به این نتیجه برسیم وقتی انواع و اقسام فشارهای جسمی و اجتماعی و سائقهای بیولوژیک و جمعی، فرد را به رابطه جنسی سوق دهد و در عین حال وقتی روشهای مشروع آن در جامعه رو به کاهش است، در این وضعیت بروز انحرافات جنسی و تجاوز و... امری محتمل است. مرتون تاکید میکند که در جامعه مکانیسمی وجود دارد که هر فرد چه محروم و چه غنی (از هر لحاظ) را وادار به رسیدن به آن اهداف میکند، و در این سازوکار است که «طبقات پائین تحت فشار قرار میگیرند که به هر ترتیبی که ممکن باشد به موفقیتهایی دست پیدا کنند، به خصوص کسانی که دستیابی آنها به ابزارها و شیوههای قانونی ممکن نیست و راه برای آنها مسدود است» (ممتاز – ص 66).
گرچه نظریه مرتون حول محور انحرافات جنسی شکل نگرفته است، اما طرز تبیین و روش تحقیق او به عنوان الگویی برای نظریهپردازی در مورد انحرافات جنسی در ایران قابل استفاده است. به خوبی در جامعه ما مشهود است که وقتی نوعی حرص ناشی از عقده در مورد روابط جنسی وجود دارد، رابطه جنسی (آنگونه که در فیلمها و عکسها و بلوتوث موبایلها و... مشاهده میشود) نوعی افتخار و پیروزی است و در حالی که انواع آرایش و لباس و تبرج و... نیز به این مسئله دامن میزد، میتوان این مسئله را به عنوان یکی از اهداف نهادینه شده پذیرفت که با خصوصیت فیزیولوژیک انسان نیز ربطی وثیق دارد، اما در این وضعیت ما با نوعی محرومیت از ابزارهای نهادینه شده نیز مواجهیم، میدانیم که سن ازدواج بالا رفته و مشکلات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ازدواج را به امری دشوار مبدل ساخته است و نسل جوان را به نوعی آنومی مبتلا ساخته است. نوعی آنومی و بیقاعدگی که برای نسل ما برزخی بزرگ ایجاد کرده برزخی میان خواستهای اجتماعی و فیزیولوژیک آدمها و انواع محدودیتها و ممنوعیتها که به نظر میرسد اولین و شاخص ترین تبعات این برزخ میتواند بروز انواع و اقسام انحرافات جنسی باشد.
3 – فروید اندیشمند بزرگی است که نظریاتش حول محور سگس و عقده اودیپ و... در صد سال گذشته مورد توجه بوده است. او به مسئله تجربه جنسی تاکید فراوانی دارد و هر نوع بیماری هیستریک برای فرد را ناشی از تجربه جنسی خاص میداند. (استور – ص 26) وی تمدن را عامل و محرک نور وز (روان نژندی) میداند و این ستمکاره را عامل طرد غرایز انسانی میشمارد. او به صدمات و لطماتی که تمدن بر فرد وارد میآورد اشاره میکند و آن را عامل تحدید غرایز انسانی میداند که قید و بندهای بیشتری برای ارضای غرایز انسانی میآفریند. (استور ص 116 و 124 و 125). از دیدگاه دیگر او به سه مقوله "من" Ego ، "فرامن" Super ego و "نهاد" ID ، نیز میپردازد که شخصیت آدمی را میسازد. فروید میگوید هماره با دو فشار بر هر فرد انسانی یا به عبارتی "من" مواجهیم. از یکسو هنجارها و ارزشهای اجتماعی در زمینه فرامن در آدمینهادینه میشود و بر "من" فشار وارد میسازد، از دیگر سو غریزه زندگی یا غریزه جِنسی است که خواستهای خویش را بر"من" وارد میسازد . در این میان "من ِ" متعادل میتواند تعادل بین این دو فشار را ایجاد کند. به عقیده برخی بر اساس این نظریه فروید میتوانیم تحلیل کنیم که دین و ایمان میتواند خیلی کمک کند که فرامن قوی شده و ارزشها و هنجارها نهادینه تر این تعادل را حفظ کند و "من" بتواند نهاد خویش را کنترل کند، چه در مسیحیت و کاتولیسیسم که به شکلی نفی میشود و چه در اسلام که فرامن به شکلی سازماندهی شده که با قواعد خاص خویش این مسئله را کنترل میکند. اما امروزه در جوامعی از قبیل ما به دلیل ضعیف شدن دین و نیز ضعف اساسی فرامن و هنجارها، هر روز این نهاد و غریزه جِنسی فعالانهتر عمل میکند و جلوتر میآید و "من" توانایی دفاع و کنترل نهاد را ندارد و وضع اینگونه میشود که میبینیم!
4 - فوکو بر آن است که در سه سده اخیر ما دورانی جدید در مورد سگس را تجربه میکنیم و شکل جدیدی از این مفهوم که هدفش تنها تولید مثل نیست. وی به گفتمانهای جدید حول محور سگس اشاره میکند و این که «آن چه تمدن ما طلب کرده و سامان داده است، نوعی پرگویی عظیم است. شاید هیچ نوع جامعه دیگری چنین کمیتی از گفتمان در مورد سگس را در چنین دوره نسبتا کوتاهی جمع آوری نکرده باشد... شاید جامعه ما پرگوترین و ناشکیباترین جامعه در مورد سگس باشد» (فوکو – ص 41 و 42) .
وی تاکید میکند که دوران اخیر همراه است با نوعی تنوع و پراکندگی گسترده برای ابزارهایی که ابداع شده اند تا از سگس سخن بگویند و وادار کنند که از سگس سخن گفته شود و البته سگس را نیز وادار کنند که از خودش سخن بگوید و با این نگاه ابزاری و ایجاد گفتمانهای جدید حول محور سگسوالیته است که این واقعیت بخش از زندگی ما را فرا گرفته است. و از همین نقطه نظر است که انحرافات و خرده انحرافها حول مسئله جنسیت افزایش یافته است و نابسامانی جنسی به بخشی از دغدغههای انسان امروز مبدل شده است. فوکو تصریح میکند که «سده 19 و 20 عصر تکثیر و افزایش است، پراکندن سگسوالیتهها، تقویت شکلهای متفاوت آنها، اشاعه متنوع انحرافها و... دوران ما بدعتگذار ناهمگونیهای جنسی است» (فوکو – ص 45 و 46).
به هر روی برای بازخوانی علت افزایش انحرافات جنسی بحثهای میشل فوکو قابل اعتناست آن جا که وی معتقد است سبک زندگی مدرن، گفتمانهای جدیدی حول محور سگسوالیته ایجاد کرده است و این گفتمانها و سبک زندگی که تناقضی در زندگی ما رقم زده و در ظاهر سگس را در عصر بورژوازی به انقیاد درآورده است، این شکل از حیات اجتماعی را طلب کرده است. وی تاکید میکند با آن که «زاهد نمایی شاهانه ای بر تارک سگسوالیته تودار، صامت و ریاکار ما خودنمایی میکند» (فوکو – ص 9) اما در واقع «سگس از مخفیگاهش بیرون کشیده شد و ملزم شد که وجودی گفتمانی داشته باشد» (فوکو – ص 41). فوکو با تکیه بر همین گفتمانها و زندگی جدید ما به واکاوی مسئله جنسیت در سالهای اخیر میپردازد که نظرات او در کتاب جالبش که در ایران با نام «اراده به دانستن» ترجمه شده است، تشریح شده است.
چه باید کرد؟
با توجه به این که مسئله انحراف جنسی، ذاتا خصلتی مدرن ندارد در نظریات سنتی و مدرن، برای حل و فصل آن، راهکارهای متنوعی ارائه شده است که در این دستور العملها و پیشنهادها و اخلاقیات، طیفهای گوناگون نظریات وجود دارد.
امروز ما با یک طیف از عقاید مواجهیم که با تاثیر پذیری از آئین برهمایی و خصوصا گاندی بر آنند که راه بشریت پرهیز جنسی و امساک از نزدیکی جنسی است و جز برای تولید مثل، شان و ارزشی برای شهوات و غرایز انسانی قائل نیستند.
دیدگاه غالب کلیسای مسیحی در 2000 سال گذشته این بوده است که همه رفتارهای جنسی به شائبه گناه، آلوده است و جز آن چه برای تولید مثل لازم است. رابطه جنسی مذموم میباشد حتی راهبهها و کشیشان نیز با محدودیتهایی در این زمینه مواجهند. جالب اینجاست که اکثر نوشتههای اولیه پزشکان حتی تا قرن 19 میلادی نیز تاکید میکرد که فعالیت جنسی بی ربط به تولید مثل میتواند آسیب شدید جسمیبه دنبال داشته باشد.
از سوی دیگر لذتگرایی و فلسفه خودگروی و سودنگر نیز ممکن است در شکل کاریکاتوری آن به اینجا منتهی شود که بسیاری از روابط جنسی میتواند و باید آزاد باشد، گرچه بسیاری از کنشهایی که در گذشته، انحراف به شمار میرفت امروز با این دیدگاه در بسیاری از کشورها آزاد است، اما بعید است دایره وسعت آن به حدی برسد که تجاوز جنسی را نیز مجاز و مباح بشمرد. و شواهد نیز گواه این است که در بسیاری از کشورهای آزاد غربی حتی مسئله روسپیکری حل نشده باقی مانده است!
اما از آن جا که ما در جامعهای اسلامی و با مردمی مسلمان زندگی میکنیم وحوزه عمومی، فضای کنش و زیستجهانمان متاثر از تفکر، اخلاقیات، مناسک و هنجارهای اسلامی است، لذا واکاوی و بازخوانی نظر اسلام در این زمینه نیز میتواند راهگشا باشد. گرچه اسلام و قرآن چونان دیگر موارد نیست که بتوان به آسانی یک قرائت از آن را به عنوان دیدگاه اسلامی مطرح کرد. اما آن طور که در نگاه آغازین به نظر میرسد، اسلام بر شهوانی بودن انسان در این زمینه و خصوصیات روحی و روانی و جسمی انسان که در پی کنش جنسی است، صحه میگذارد. اسلام اگرچه انسان را به تقوا و پرهیزکاری دعوت میکند، اما غریزه جنسی را نیز به عنوان یک اصل میپذیرد. موضوع چند همسری را رسمیت میبخشد و شاخص آن پیامبر اسلام خود دارای چندین همسر بوده است و علنا ابراز میکرده است که زنان را دوست دارد. مسئله طلاق را به رسمیت میشناسد و ما در مذهب شیعه برآنیم که راهکاری دیگر به نام ازدواج موقت را نیز ابداع کرده است تا از انحرافات جنسی جلوگیری کند. اسلام سعی بر ایجاد راهکار داشته و این که تا چه حد این راهکارها باید امروزین شود و این که در کشورهای اسلامی تا چه حد به این راهکارها وقعی نهاده میشود، نیاز به مجال دیگری دارد. البته نکته اینجاست که اسلام و قوانین اسلامی در عین بازگذاشتن راههایی برای فضای کنش جنسی، در عین حال در صورت سرپیچی از قوانین و بروز انحرافات جنسی، تنبیهات و مجازاتهای به شدت سنگین را نیز قرار داده است!
نکته ای که کم و بیش در چند سال اخیر نیز به آن پرداخته شده مسئله ازدواج موقت و سوء تفاهمیاست که جامعه ما در این رابطه با آن مواجه است. در زمانی که کلیسای غرب و اکثر نحلههای فکری و اخلاقی و حتی پزشکی در غرب، بر رابطه جنسی سرپوش میگذاشتند، اسلام راهکاری برای کاهش التهاب جنسی برگزیده است که رابطه دختر و پسر را آسان کرده و به آن رسمیت بخشیده است. و امروز که در اکثر جوامع حتی در بسیاری از لایههای اجتماعی ما مسئله رابطه دختر و پسر شکل جدیدی یافته، مسلمانان نمیتوانند از این راهکار به شکل صحیح و امروزی آن استفاده کنند. من نیز بر این نکته واقفم که سوء تفاهمها و سوء برداشتها از ازدواج موقت تا آنجا سفره گسترانده و تا حدی این مسئله خصوصا در میان زنان نهادینه ناشده و مذموم و غیرپذیرفتنی است که حتی پرداختن بدان نیز امری نابخشودنی محسوب میشود! به هر حال محتمل است که اگر این دیدگاه و روش، نهادی میشد، امروز ما با این انواع و اقسام تجاوز جنسی، تجاوز به محارم، تجاوز استاد به دانشجو، رواج سایتهای پو رنوگرافیک و... در ایران امروزمان مواجه نبودیم!
در هر صورت دیدگاههای مختلف نظری میتوان مسئله انحراف جنسی را بازخوانی کرد، میتوان از محدودیتها گفت و این که انسان حریص بر آن چیزی است که از آن منع میشود، میشود از ارزش رابطه جنسی گفت و محدودیت ابزار برای کنترل آن، میتوان از دینگریزی و کاهش اعتبار دین و اخلاق در میان آدمیان و فرامن انسانها گفت و افزایش نفوذ غرایز، میتوان از سبک زندگی مدرن و وجود گفتمانهای جدید حول این محور و جهانی شدن سگس گفت و.... میتوان متغیرهای مستقلی که در افزایش جرم و جنایت و انحراف جنسی نقش داشتهاند را نیز واکاوی کرد، میتوان به مسئله بیکاری، احساس یاس و سرخوردگی، تفکیک جنسیتی، اعمال محدودیتهای بیش از حد، تاخیر سن ازدواج، وجود سایتها و شبکههای ماهواره ای و.... نیز گفت و میتوان گفت و گفت در این فضایی که تحقیق و پژوهش حول محور انحراف جنسی تابویی برای ما شده و هر عالم و اندیشمندی نیز از کار بر روی آن فراری است، فقط میتوان گفت، و میتوان تاسف خورد از جرمها و جنایتهای جنسی که گاه و بیگاه در رسانهها شنیده میشود در حالی که اکثر سیاستگذاران بی آن که خود را ملزم به کار علمی و تحقیق عالمانه در این زمینه بدانند، هر روز بر اساس سلیقه، تصمیمهای شخصی میگیرند و هر روز وضع را بدتر و آشفته تر از دیروز میکنند.
منابعی برای مطالعه بیشتر
استور، آنتونی، «فروید»، ترجمه حسن مرندی، طرح نو، چاپ اول 1375.
فرانکنا، ویلیام کی،«فلسفه اخلاق»، ترجمههادی صادقی، کتاب طه، چاپ دوم 1383.
فوکو، میشل، «اراده به دانستن»، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، نشر نی، چاپ دوم 1383.
کیویستو، پیتر، «اندیشههای بنیادی در جامعه شناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، نشر نی، چاپ دوم 1380.
گیدنز، آنتونی، «جامعه شناسی»، (ویراست چهارم) ترجمه حسن چاوشیان، نشر نی، چاپ اول 1386.
ممتاز، فریده، «انحرافات اجتماعی، نظریهها ودیدگاهها»، شرکت سهامیانتشار، چاپ اول 1381.